وقتی که عیسی و موسی هم مثل محمد فرستاده ی خدا هستند
وقتی که خدای تمام ادیان یکی است
وقتی که نه این پیامبر مشکل گشا است و نه آن...
چرا بجای آنکه مسیحی باشم و هر روز مستانه برقصم
باید مسلمان باشم و در غم کسی بگریم?
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
یه بزرگواری که آدرس وبلاگ نداره
یک کامنت خصوصی داده با اسم "ناشناس"
با این مضموم
"""من با کفش پاشنه بلند کوه و غار و آبشار و همه جا رفتم. :)))
البته نه واسه عکس و این چیزا. چون هم خیلی کفشای راحتی بودن هم مشکلی درست نمیکردن برام و دوستشون داشتم! :)))
"""
اگه گفتین یاد چی افتادم ؟؟؟
اون اوایل که تلفن آمده بود و شماره نمی انداخت
ما الکی به یه شماره زنگ میزدیم و فوت میکردیم :))))
Oـــo
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
اول اینو بگم :
اون ناشناس ِ در پست قبل ..... یه کامنت داد و نابودم کرد :)))
اما مدیونی اگر فکر کنی نفهمیدم کی هستی :)))
...
روز پنج شنبه است
خوبه یک یادی هم بکنیم از اونایی که یه روزی با حضورشون بهمون آرامش میدادن
و حالا ما میتونیم با یه صلوات به روحشون آرامش بدیم
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
میگن : از یکی پرسیدن اهل کجایی ؟
گفت : هنوز زن نگرفتم
...
چند روز پیش تصادف کردم با یه اقای مشهدی
افسر آمد و اون آقا مقصر شد
یهو به افسره گفت : فکر نکن , مُ , بِ چِ , مِ شَ دُ م
مُ , از همین ج ِ , زن گِ رف تُ م
Oــــo
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
دست ادب به روی سر
ایستاده ام به روی پا
تو را به جان مادرت
دمی به سمت ما بیا
اگر تو غایبی قبول
خطای من سبب شده
خطاکار منم ولی
تو عفو کن خطای ما
تو غایبی و هر نفس
من از خدا جدا شدم
برای من اگر که نه
بیا به خاطر خدا
فل بداهه ...
امروز : "دومین به روز رسانی"
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
بچه که بودیم از دوستامون میپرسیدیم
یک کیلو آهن سنگین تره یا یک کیلو پنبه ؟؟؟
بعد گاهی وقتا اونا اشتباه میگفتن و ما با یه حسی انگار که مغز ریاضی باشیم
کمی بالاتر از نیوتن و انیشتین :)))
بهشون تِر تِر میخندیدیم
@ـــــo
الان یکی آمده و میگه : فلان بانک کجاست ؟؟؟
میگم : دویست متر جلو تر
اون : آهان یعنی پیاده برم دویست متره ؟؟
من : با ماشین هم بری دویست متره ؟؟
Oــــo
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد